پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۲۲

عقل و هوش زلفت را دسترس نمی داند

کاروان این منزل پیش و پس نمی داند

صحبت تو را اغیار ملتمس نمی داند

قدر دولت وصلت بوالهوس نمی داند

فیض صحبت گل را خار و خس نمی داند

ای دل اسیران را برده یی به عیاری

سنبل تو پیچیده در کمند طراری

نکته تو را گویم گوش اگر به من داری

لذت گرفتاری معنی جگرخواری

غیر ما وفاداران هیچ کس نمی داند

در صف کمانداران ابروی تو ممتاز است

کاکلت کمندافگن غمزه ناوک انداز است

خال گوشه چشمت چشمه را سرافراز است

چشم خان و مان سوزت مست باده ناز است

سوی کس نمی بیند حال کس نمی داند

هر که دید زلفت را مشک چین نمی خواهد

پیش سبزه خطت یاسمین نمی خواهد

طالب تماشایت عقل و دین نمی خواهد

همدم تمنایت همنشین نمی خواهد

همنشین سودایت همنفس نمی داند

پای کوته ما را چاک دامن ارزانی

کام تنگدستان را خاک مسکن ارزانی

سیدا من و دل را گنج گلخن ارزانی

طایران بستان را سبز گلشن ارزانی

بینوا دل مؤمن جز قفس نمی داند

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۲۴غم مرا چون عود شبها جای در مجمر دهد
  2. شمارهٔ ۲۵شوخ من بی پرده در بازارها جولان مکن
  3. شمارهٔ ۲۶اشک حسرت تا کی ای گل در کنارم می کنی
  4. شمارهٔ ۲۷یوسف من پیرهن چاک از زلیخای کیئی
  5. شمارهٔ ۲۸ز خون بیگناهان قد شمشیرت دو تا باشد
  6. شمارهٔ ۲۹رفتم شبی به کویش با قامت خمیده
  7. شمارهٔ ۳۰ای گل امروز تو هم‌بزم حریفان شده‌ای
  8. شمارهٔ ۳۱ در تضمین از اشعار صائبچو غنچه تا به تبسم کشاده‌ای لب‌ها
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.