پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۳

با حریفان می روی در باغ مسکن می کنی

داغ رمن می نهی و سیر گلشن می کنی

باده می نوشی و بزم غیر روشن می کنی

من به حال مرگ تو درمان و . . . می کنی

این ستم ها چیست ای بی رحم بر من می کنی

مدتی کردم سر کوی تو را بر خود مکان

در تمنای رخت آتش زدم در مغز جان

توتیا جستم به چشمم ریختی ریگ روان

بد نکردم چون تویی را برگزیدم در جهان

خاک عالم را چرا بر دیده من می کنی

ای خجل از پرتو رویت چراغ صبحدم

حسن روز افزون تو نبود ز ماه و مهر کم

یک زمان فارغ نمی گردی ز بیداد و ستم

نیستی گردون ولی بر عادت گردون تو هم

می کشی آخر چراغی راکه روشن می کنی

می شماری خویش را ای گل حبیب دیگران

کرده بزم وصال خود نصیب دیگران

بر سرم می آیی و هستی طبیب دیگران

گرم می پرسی مرا بهر فریب دیگران

در لباس دوستداری کار دشمن می کنی

نیست چون سیماب آرامی طلب گار تو را

نقد جان بر کف بود دایم خریدار تو را

کرده ایم از شیشه دل گرم بازار تو را

نیست از سنگین دلی با ما سر و کار تو را

خنده بر سرگشتگی های فلاخن می کنی

آن پسر تا چند جور و ظلم بی اندازه داشت

دوستان را چند در اشکنجه شیرازه داشت

تا به کی خود را به بی رحمی بلند آوازه داشت

می توان خود را به اندک التفاتی تازه داشت

آتش ما را چرا محتاج دامن می کنی

در غمت چون سیدا عمریست دارم پیچتاب

گشته از بی لطفیت رگهای جانم موج آب

می خورد سیلی سپند من ز دست اضطراب

می نمایی دانه خال خود از زیر نقاب

صایب بیچاره را آتش به خرمن می کنی

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۵می نشینی روز و شب با مردم غافل چرا
  2. شمارهٔ ۶روزه محمل بست و دارم آه و افغان چون جرس
  3. شمارهٔ ۷دلا ز بزم حریفان چو غنچه پنهان باش
  4. شمارهٔ ۸تا مرا گوشه نشین کرد غم تنهایی
  5. شمارهٔ ۹مدتی بود ما را با تو دلگشائی هاست
  6. شمارهٔ ۱۰می وصل دادم از کف غم دردسر گرفتم
  7. شمارهٔ ۱۱فراق دوستان چون لاله داغم بر جگر دارد
  8. شمارهٔ ۱۲صبا را بر سر کویت توانایی چه می باشد
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.