پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۶۰

ز گلشن می رسد رنگ حجاب آلوده بینیدش

به رخ پوشیده رومال گلاب آلوده بینیدش

سرانگشت از خون کباب آلوده بینیدش

صبوحی کرده لبهای شراب آلوده بینیدش

خمار باده در چشمان خواب آلوده بینیدش

بتی دارم که مژگانش فگنده رخنه ام در جان

هوای سنبل زلفش دوانده ریشه در ایمان

به کار آن پری ماننده آئینه ام حیران

پس از عمری که سویم بینداز بیم غرض بینان

به هر جانب نگاه اضطراب آلوده بینیدش

زبان را طوطیان بربسته اند از شرم گفتارش

به زیر بال قمری سرو پنهان شد ز رفتارش

نباشد زیر گردون هیچ کس را تاب دیدارش

ره نظاره کردن نیست بر خورشید رخسارش

نقاب عارض ماه حجاب آلوده بیندیش

به میدان می رود تنها نگاه او ز غیوری

دلم را مدتی شد ناتوان کردست مهجوری

مرا دور از شهادتگاه افگندست رنجوری

سر مردم کشی دارد سیه چشمی ز مخموری

به خون آغشته مژگان عتاب آلوده بینیدش

مرا چون لاله داغ ای سیدا خندیدنش دارد

چمن را مضطرب دامان از گل چیدنش دارد

به دل هر کس خیال گرد سر گردیدنش دارد

چو می داند که شانی آرزوی دیدنش دارد

به سوی خانه رفتار شتاب آلوده بینیدش

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۶۲ای فدای تو عز و جاه همه
  2. شمارهٔ ۶۳سویم آن بت بدخو دوش با درنگ آمد
  3. شمارهٔ ۶۴جانب کلبه‌ام ای دوست‌نواز آمده‌ای
  4. شمارهٔ ۶۵غنچه ها پیش رخت سر به گریبانی چند
  5. شمارهٔ ۶۶تا کی ای دل در هوای اطلس و دیبا شوی
  6. شمارهٔ ۶۷نسازد توبه از کردار خود جانی که من دارم
  7. شمارهٔ ۶۸در چمن گل چو حدیث تو شنیدن گیرد
  8. شمارهٔ ۶۹پیش ما دام طرب نقل و شراب افسانه
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.