پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۶۵

غنچه ها پیش رخت سر به گریبانی چند

بلبلان در قدمت بی سر و سامانی چند

قمریان بر سر کوی تو غلامانی چند

سروها پیش قدت خاک نشینانی چند

بر رخت آئینه ها دیده حیرانی چند

چهره تازه تر از لاله احمر داری

گرد روی چو مهت خط معنبر داری

بزم آشفته دلان چند معطر داری

کاکل مشک فشانست که بر سر داری

شده بر گرد سرت جمع پریشانی چند

گرچه از باده لبالب چو خم میکده‌ام

از کسادی به جهان خانه ماتمزده ام

در چمن رفته ام و غنچه صفت آمده ام

بر لب نامه خود مهر خموشی زده ام

بس که افتاده مرا کار به نادانی چند

اهل دنیا ز هنرمند ندارد خبر

هست در طعم برابر نمک و قند و شکر

توشه راه همان به که بوبندم به کمر

کرده از سلسله اهل خرد هوش سفر

وقت آن شد که زنم سر به بیابانی چند

سیدا مرغ خوش الحان ز چمن بیرون است

طوطی و زاغ یکی درنظر گردون است

دلم از زمزمه جغد مزاجان چون است

صایب از قحط سخندان همه کس موزون است

کاش می بود در این وقت سخندانی چند!

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۶۷نسازد توبه از کردار خود جانی که من دارم
  2. شمارهٔ ۶۸در چمن گل چو حدیث تو شنیدن گیرد
  3. شمارهٔ ۶۹پیش ما دام طرب نقل و شراب افسانه
  4. شمارهٔ ۷۰برای پرسشم ای آهوی حرم برخیز
  5. شمارهٔ ۷۱ای سرو ناز بنده ره رفتنت شوم
  6. شمارهٔ ۷۲ای چراغ سلطنت را رونق از سیمای تو
  7. شمارهٔ ۷۳صاحبدلان نظاره چو بر پشت پا کنند
  8. شمارهٔ ۷۴ای دیده از تو دوران جمشید دستگاهی
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.