پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۶۶

تا کی ای دل در هوای اطلس و دیبا شوی

از تعلق دست اگر شویی ید بیضا شوی

همدم خورشید می خواهی که چون عیسی شوی

پشت پا زن در دو عالم تا فلک پیما شوی

از سر دنیای دون برخیز تا رعنا شوی

دعویی شاهی کند بر اهل کشتی ناخدا

کوه کرد آب از تمنا کاسه خود را جدا

از صدف بر موج دریا هر دم آید این صدا

شد حباب از خودنمایی گوی چوگان فنا

سعی کن تا در محیط عشق ناپیدا شوی

متکا از خرقه پشمینه می آید به حرف

اژدها در گوشه گنجینه می آید به حرف

مرغ دل از روی داغ سینه می آید به حرف

طوطی از خاموشی آئینه می آید به حرف

مهر خاموشی به لب نه تا به دل گویا شوی

عالم آبست دنیا و تویی دنیا پرست

وقت آن آمد کنی در کشتی وحدت نشست

سر مپیچ از سعی خود چون موج اگر یابی شکست

غور کن در بحر هستی تا گهر آری به دست

ور نه دست تهی چون کف ازین دریا شوی

ساقیا بر من شب وصل تو باشد روز عید

چون قدح بربسته ام بر دست خود چشم امید

می روی میخانه پند سیدا باید شنید

با هوسناکان به یک پیمانه می باید کشید

سعی کن صایب شهید تیغ استغنا شوی

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۶۸در چمن گل چو حدیث تو شنیدن گیرد
  2. شمارهٔ ۶۹پیش ما دام طرب نقل و شراب افسانه
  3. شمارهٔ ۷۰برای پرسشم ای آهوی حرم برخیز
  4. شمارهٔ ۷۱ای سرو ناز بنده ره رفتنت شوم
  5. شمارهٔ ۷۲ای چراغ سلطنت را رونق از سیمای تو
  6. شمارهٔ ۷۳صاحبدلان نظاره چو بر پشت پا کنند
  7. شمارهٔ ۷۴ای دیده از تو دوران جمشید دستگاهی
  8. شمارهٔ ۷۵ - واسوختای پری چهره لبی چون گل خندان داری
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.