پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۶۹

پیش ما دام طرب نقل و شراب افسانه

نرگست راهزن عاقل و هم دیوانه

خیزد از بهر تو نظاره ز جا مستانه

ای نگاهت به نظر هم می و هم میخانه

گردش چشم تو هم ساغر و هم پیمانه

ای به ذات تو وجود همه اشیا ناظر

وی به حمد تو زبانهای فصیحان قاصر

در دل برهمن و شیخ تو هستی حاضر

هم مسلمان تو ز حاجت طلبد هم کافر

طاق ابروی تو هم کعبه و هم بتخانه

غنچه در فکر تو افتاده ز شب تا به سحر

می خورد لاله ز سودای رخت خون جگر

روز و شب خلق تمنای تو دارند به سر

تو که هم شمعی و هم گل چه عجب باشد اگر

که دهد دل به تو هم بلبل و هم پروانه

ای زو صفت شده ممتاز صفات جبروت

هست غوغای تو پیوسته به ملک ملکوت

کرده اند از ته دل خسرو و فرهاد ثبوت

لب شیرین تو هم قوت بود هم یاقوت

خاک گیرای تو هم دام بود هم دانه

از بهار کرمت گل نکند دلتنگی

عندلیبان تو دورند ز بی آهنگی

غنچه‌ات گرچه سخن می کند از یکرنگی

نرگست با همه کس آشتی و هم جنگی

نگهت با همه کس محرم و هم بیگانه

سیدا گشت چو طوطی به ثنایت ناطق

این تهیدست به درگاه تو نبود لایق

دید در کوی تو آن ماه و به صبح صادق

گفت جامی که تو دیوانه شدی ما عاشق

ای به قربان تو هم عاشق و هم دیوانه

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۷۱ای سرو ناز بنده ره رفتنت شوم
  2. شمارهٔ ۷۲ای چراغ سلطنت را رونق از سیمای تو
  3. شمارهٔ ۷۳صاحبدلان نظاره چو بر پشت پا کنند
  4. شمارهٔ ۷۴ای دیده از تو دوران جمشید دستگاهی
  5. شمارهٔ ۷۵ - واسوختای پری چهره لبی چون گل خندان داری
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.