پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۵۵

دیده را عمری به مردم آشنا کردم نشد

سینه را آئینه صدق و صفا کردم نشد

با بد و نیک جهان عهد و وفا کردم نشد

در دل هر کس ز روی مهر جا کردم نشد

خانه شادی به روی خویش وا کردم نشد

مدتی چون سایه بودم در قفای شیخ و شاب

روزگاری همنشین بودم به مینای شراب

سر به تنهایی برآرم بعد ازین چون آفتاب

پاس خاطر تا به کی دارم درین دیر خراب

با قلندر شرب و با زاهد ریا کردم نشد

مهربانی ها نمودم دوستان خویش را

باز با مدح و ثنا کردم زبان خویش را

چون قلم گویم من اکنون داستان خویش را

خاک پای هر یک از همصحبتان خویش را

سالها در دیده خود توتیا کردم نشد

مجلس اغیار روشن کرده است آن می پرست

ای مسلمانان چه باید کرد با آن شوخ مست

در فراق زلف کافر کیش می خوردم شکست

آبروی رفته را می خواستم آرم به دست

در حریم کعبه چندانی دعا کردم نشد

سیدا دارم دلی چون غنچه گل پر ز خون

کوکب بختم در آب افتاده طالع شد زبون

می روم زنجیر در پا در بیابان جنون

بس که ناکام از دل آفاق افتادم برون

قیمت خود را به نرخ خاک پا کردم نشد

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۵۷اسیرم کرده جادویی جهان زو کافرستانی
  2. شمارهٔ ۵۸عید شد آمد به رقص از جوش می دستارها
  3. شمارهٔ ۵۹ای ستمگر ز کجا تازه و تر می آیی
  4. شمارهٔ ۶۰ز گلشن می رسد رنگ حجاب آلوده بینیدش
  5. شمارهٔ ۶۱در چمن امروز بلبل مست گفتار خود است
  6. شمارهٔ ۶۲ای فدای تو عز و جاه همه
  7. شمارهٔ ۶۳سویم آن بت بدخو دوش با درنگ آمد
  8. شمارهٔ ۶۴جانب کلبه‌ام ای دوست‌نواز آمده‌ای
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.