پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۵۶

برده تیغ ابرویت آب از دم شمشیرها

زخم کاری خورده‌ای مژگان شوخت تیرها

پیش خطت عاشقان را کم شده تدبیرها

ای زبون در حلقه زنجیر زلف شیرها

سر به صحرا داده یی زلف خوشت نخجیرها

منت احسان گدا از اهل دنیا می کشد

ساغر از لب تشنگی خود را به مینا می کشد

آب صاف تیره را مرکز به دریا می کشد

گفتگوی کفر و دین آخر به یکجا می کشد

خواب یک خوابست اما مختلف تعبیرها

ای ز شرم عارضت گردید در گلشن گل آب

غنچه دارد از لبت سر در گریبان حجاب

در گلستانی که باشد دیده شبنم به خواب

می کند باد صبا هر روز پیش از آفتاب

دفتر حسن تو را از بوی گل تفسیرها

تا مرا افگنده چشم پر خمارش از نظر

نیست همچون شمع در عالم مرا پروای سر

خط روی یار شد در ملک جانم رخنه گر

از سر تعمیرم ای خضر مروت در گذر

بر نمی دارد مرا از خاک این تعمیرها

سیدا از گریه تا کی دشت را جیحون کنم

لاله صحرا نیم دامان خود پر خون کنم

کی توانم بر سر خود خاک چون مجنون کنم

من کیم صایب که دست از آستین بیرون کنم

در بیابانی که ناخن می گذارد شیرها

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۵۸عید شد آمد به رقص از جوش می دستارها
  2. شمارهٔ ۵۹ای ستمگر ز کجا تازه و تر می آیی
  3. شمارهٔ ۶۰ز گلشن می رسد رنگ حجاب آلوده بینیدش
  4. شمارهٔ ۶۱در چمن امروز بلبل مست گفتار خود است
  5. شمارهٔ ۶۲ای فدای تو عز و جاه همه
  6. شمارهٔ ۶۳سویم آن بت بدخو دوش با درنگ آمد
  7. شمارهٔ ۶۴جانب کلبه‌ام ای دوست‌نواز آمده‌ای
  8. شمارهٔ ۶۵غنچه ها پیش رخت سر به گریبانی چند
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.