پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۴۴

چون تاب به کلبه ام ای سیمتن درای

داغم شکفته است به سیر چمن درای

ای شمع بزم سوختگان در سخن درای

یک بار بی طلب به شبستان من درای

چون بوی گل نهفته در این انجمن درای

امروز هوش از من بیمار رفته است

رنگ از رخم پریده به یکبار رفته است

جان خرابم از تن افگار رفته است

دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است

بند قبا گشاده در آغوش من درای

در کنج خانه جا چو اسیران گرفته ایم

خو را به گوشه یی ز حریفان گرفته ایم

چون شانه جا به زلف پریشان گرفته ایم

از دوریی تو شام غریبان گرفته ایم

از در گشاده روی چو صبح وطن درای

پروانه ها ز شمع جفای تو سوختند

در باغ بلبلان به هوای تو سوختند

گلها و لاله ها ز برای تو سوختند

خونین دلان ز شوق بقای تو سوختند

خندان تر از سهیل به خاک یمن درای

چون سیدا به کوی تو دیگر اسیر نیست

چشم تو را نظر به سوی این فقیر نیست

پرهیز کردن تو ازو دلپذیر نیست

آئینه را ز صحبت طوطی گریز نیست

ای سنگدل به صایب شیرین سخن درای

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۴۶عشق چون آمد به دل در سینه غم نامحرم است
  2. شمارهٔ ۴۷سیر پرشور و چشم لاغر و پشت خمی دارم
  3. شمارهٔ ۴۸به میدان آمدی و گوی و چوگان باختی رفتی
  4. شمارهٔ ۴۹خوردی شراب ناب سرانجامیی تو رفت
  5. شمارهٔ ۵۰شبی ای رشک یوسف بی تو از بیت الحزن رفتم
  6. شمارهٔ ۵۱آب و تاب دوستی در سنبل موی تو نیست
  7. شمارهٔ ۵۲شبی ز خانه برون با صد آرزو رفتم
  8. شمارهٔ ۵۳قامت خم‌گشته را مرگ خبر می‌کند
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.