پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۵۲

شبی ز خانه برون با صد آرزو رفتم

فگنده سبحه و سجاده کو به کو رفتم

شکسته توبه و زنار در گلو رفتم

سحرگه در طلب ساغر و سبو رفتم

به کار خانه زاهد به جستجو رفتم

به خاطر تو چو شبنم به بوستان بودم

شکسته رنگ تر از چهره خزان بودم

ز جوش ناله هم آغوش بلبلان بودم

در آستانه گل با تو همزبان بودم

تو همچو رنگ نشستی و من چو بو رفتم

تو را شکفته چو گل چهره از می گلنار

مباش در پی آزار بلبلان زنهار

به حرف من نفسی گوش و هوش را بگذار

به هیچ دل ننشستم اگر چه ناخن وار

ز دست شوق تو در سینه ها فرو رفتم

به یاد آتش روی تو تاب و تب دارم

ز خویش رفته ام و حالت عجب دارم

اگر چه چون خط تو نسبتی به شب دارم

به عهد زلف تو باریک رو لقب دارم

که در شکافتن مو درون مو رفتم

چو سیدا نظر از روی غیر پوشیدم

به کوی یار ز شب تا به روز گردیدم

گل مراد خود از شاخ آرزو چیدم

بدیع تازه گلستان روی او دیدم

میان برگ گل و لاله تا گلو رفتم

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۵۴بهار آمد بکش در باغ رخت کامرانی را
  2. شمارهٔ ۵۵دیده را عمری به مردم آشنا کردم نشد
  3. شمارهٔ ۵۶برده تیغ ابرویت آب از دم شمشیرها
  4. شمارهٔ ۵۷اسیرم کرده جادویی جهان زو کافرستانی
  5. شمارهٔ ۵۸عید شد آمد به رقص از جوش می دستارها
  6. شمارهٔ ۵۹ای ستمگر ز کجا تازه و تر می آیی
  7. شمارهٔ ۶۰ز گلشن می رسد رنگ حجاب آلوده بینیدش
  8. شمارهٔ ۶۱در چمن امروز بلبل مست گفتار خود است
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.