پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۵۱

آب و تاب دوستی در سنبل موی تو نیست

رنگ و بوی آشنایی بر گل روی تو نیست

شیوه عهد و وفا در چشم جادوی تو نیست

یک سر مو راستی در طاق ابروی تو نیست

رحم در سر کار مژگان بلاجوی تو نیست

از وصال خویش با من هر زمان دم می زنی

دم به دم بر آتشم آبی چو شبنم می زنی

چشم می پوشی و عالم را به عالم می زنی

می دهی صد وعده و فی الحال بر هم می زنی

این اداها لایق چشم سخنگوی تو نیست

آخر از دست تو پا بر دین و ایمان می نهم

دل به طاق کوچه آتش پرستان می نهم

از غم زلف تو سر در کوی گبران می نهم

پر مرنجانم که رو در کافرستان می نهم

حلقه زنار کم از حلقه موی تو نیست

بر سرم می آیی و افگنده در خون می روی

همره اغیار با رخسار گلگون می روی

هر طرف مانند شاخ بید مجنون می روی

بی سبب از شاهراه وعده بیرون می روی

این روش زیبنده بالای دلجوی تو نیست

می روی با غیر و می سوزی من دیوانه را

می کنی با آشنا ترجیح هر بیگانه را

مست میایی و آتش می زنی کاشانه را

از کنار شمع می آری برون پروانه را

شعله آتش حریف تندیی خوی تو نیست

تا یکی باشد تو ای پیمان شکن ناآشنا

آستانت کرده ام عمریست با خود متکا

ای مه من گوش کن امروز حرف سیدا

آفتاب من عزیزش دار تا روز جزا

غیر صایب خاکساری بر سر کوی تو نیست

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۵۳قامت خم‌گشته را مرگ خبر می‌کند
  2. شمارهٔ ۵۴بهار آمد بکش در باغ رخت کامرانی را
  3. شمارهٔ ۵۵دیده را عمری به مردم آشنا کردم نشد
  4. شمارهٔ ۵۶برده تیغ ابرویت آب از دم شمشیرها
  5. شمارهٔ ۵۷اسیرم کرده جادویی جهان زو کافرستانی
  6. شمارهٔ ۵۸عید شد آمد به رقص از جوش می دستارها
  7. شمارهٔ ۵۹ای ستمگر ز کجا تازه و تر می آیی
  8. شمارهٔ ۶۰ز گلشن می رسد رنگ حجاب آلوده بینیدش
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.