پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۴۹

خوردی شراب ناب سرانجامیی تو رفت

شرم نگه ز نرگس بادامیی تو رفت

رنگ از رخ حیا ز می آشامیی تو رفت

رفتی به بزم غیر نکو نامیی تو رفت

ناموس صد قبیله به یک خامیی تو رفت

زاهد اگر به دامن پاکت برد سجود

عاشق به عصمت تو فرستد اگر درود

هر دم رسد ز گردش افلاک این سرود

اکنون اگر فرشته نکو گویدت چه سود

در شهرها حکایت بدنامیی تو رفت

امروز از عذار تو رفتست نور حسن

از هرزه گردی تو نمانده شعور حسن

می گفت همچو زلف به گوش تو شور حسن

همصحبت رقیب شدی از غرور حسن

نام خوش تو بر سر خودکامیی تو رفت

آنها که خویش را به تو غمخوار کرده اند

رسوا تو را به کوچه و بازار کرده اند

از آشنائیت دل و جان عار کرده اند

یاران متفق به تو انکار کرده اند

هر جا حدیث نیک سرانجامی تو رفت

ای سیدا به نرگس شوخت نظر نماند

تیری که در بساط کمان داشت پر نماند

زخمی ز نیش خنجر او بر جگر نماند

با کاو کاو غمزه نظیری نظر نماند

فارغ نشین که خون دل آشامیی تو رفت

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۵۱آب و تاب دوستی در سنبل موی تو نیست
  2. شمارهٔ ۵۲شبی ز خانه برون با صد آرزو رفتم
  3. شمارهٔ ۵۳قامت خم‌گشته را مرگ خبر می‌کند
  4. شمارهٔ ۵۴بهار آمد بکش در باغ رخت کامرانی را
  5. شمارهٔ ۵۵دیده را عمری به مردم آشنا کردم نشد
  6. شمارهٔ ۵۶برده تیغ ابرویت آب از دم شمشیرها
  7. شمارهٔ ۵۷اسیرم کرده جادویی جهان زو کافرستانی
  8. شمارهٔ ۵۸عید شد آمد به رقص از جوش می دستارها
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.