پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۴۵

به بزم غیر تا سرو تو خود را جلوه گر کرده

نگاه خیره از هر سو تو را مد نظر کرده

به کوه و دشت می گشتم به یادت دیده تر کرده

شنیدم آه سردی با تو گستاخانه سر کرده

به چشم نازکت بیماریی چشمت اثر کرده

چمن از خواب شب هر صبحدم چشمی که وا سازد

تو را از یک طرف بلبل ز یکسو گل دعا سازد

چو شبنم از برای دیدنت از دیده پا سازد

به امیدی که با نبض تو دستی آشنا سازد

مسیح از خانه خورشید آهنگ سفر کرده

سر زلف کجت از تار ایمان است نازکتر

تو را رنگ از رخ گلهای بستان است نازکتر

بتان را دست اگر از شاخ مرجان است نازکتر

رگ دست تو صد بار از رگ جان است نازکتر

طبیب بی مروت بوسه گاه نیش تر کرده

تنت ای سرو تا بر بستر گل همنشین گشته

مرا بهر رعایت دست بیرون زآستین گشته

تو را رنگ از حرارت همچو رنگ یاسمین گشته

گل رخسارت از دل سوزیی تب آتشین گشته

ملاقات لبت بتخاله را تنگ شکر کرده

می نابی که شب تا روز در میخانه می خوردی

برغم آشنا با مردم بیگانه می خوردی

دل عشاق را چون چشم خود مستانه می خوردی

خمار خون مظلومان که بی قیدانه می خوردی

سر بی مهریت را آشنایی درد سر کرده

کسی را سیدا بخت و سعادت هست خوش باشد

به هر جا گر بود کارش عبادت هست خوش باشد

به چشم یار اگر ذوق ارادت هست خوش باشد

تو را صایب اگر پای عیادت هست خوش باشد

که ما را این خبر از هستی خود بی خبر کرده

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۴۷سیر پرشور و چشم لاغر و پشت خمی دارم
  2. شمارهٔ ۴۸به میدان آمدی و گوی و چوگان باختی رفتی
  3. شمارهٔ ۴۹خوردی شراب ناب سرانجامیی تو رفت
  4. شمارهٔ ۵۰شبی ای رشک یوسف بی تو از بیت الحزن رفتم
  5. شمارهٔ ۵۱آب و تاب دوستی در سنبل موی تو نیست
  6. شمارهٔ ۵۲شبی ز خانه برون با صد آرزو رفتم
  7. شمارهٔ ۵۳قامت خم‌گشته را مرگ خبر می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۴بهار آمد بکش در باغ رخت کامرانی را
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.