پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۴۲

ارباب جود را کف گوهرفشان نماند

دست گشاده‌ای به محیط دکان نماند

در روزگار ما ز سخاوت نشان نماند

از همت بلند اثر در جهان نماند

یک سرو در سراسر این بوستان نماند

تا جغد طینتان به فضای چمن شدند

چون سبزه سایه پرور سرو سمن شدند

گلها ز بس که همدم زاغ و زغن شدند

مرغان نغمه سنج جلای وطن شدند

جز بیضه شکسته درین آشیان نماند

از اهل نماند درین خاکدان نشان

بستند آب و آئینه رخت خود از میان

خورشید گفت وقت وداعش به آسمان

روشندلان چو برق گذشتند از جهان

خاکستری به جان ازین کاروان نماند

از دیده بصیرت ما خواب شد روان

ابیات از سفینه چو سیماب شد روان

تحریر از صحیفه چو خوناب شد روان

از چشم سرمه دار دوات آب شد روان

شیرین زبانی قلم نکته دان نماند

ای سیدا تو دل به مقام نجات کش

پای از مکان طایفه بی ثبات کش

چون خضر رخت خویش به آب حیات کش

صایب زبان خامه به کام دوات کش

امروز چون سخن طلبی در جهان نماند

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۴۴چون تاب به کلبه ام ای سیمتن درای
  2. شمارهٔ ۴۵به بزم غیر تا سرو تو خود را جلوه گر کرده
  3. شمارهٔ ۴۶عشق چون آمد به دل در سینه غم نامحرم است
  4. شمارهٔ ۴۷سیر پرشور و چشم لاغر و پشت خمی دارم
  5. شمارهٔ ۴۸به میدان آمدی و گوی و چوگان باختی رفتی
  6. شمارهٔ ۴۹خوردی شراب ناب سرانجامیی تو رفت
  7. شمارهٔ ۵۰شبی ای رشک یوسف بی تو از بیت الحزن رفتم
  8. شمارهٔ ۵۱آب و تاب دوستی در سنبل موی تو نیست
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.