پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۳۵

تندخویی آمد و چون لاله داغم کرد و رفت

آتش هجران او تاراج باغم کرد و رفت

بوی نومیدی فراقش در دماغم کرد و رفت

آنکه لبریز از وصالم داشت داغم کرد و رفت

شربت تلخ جدایی درایا غم کرد و رفت

بود فردوس برین از مقدم جانانه ام

خضر میاید پی درویزه در کاشانه ام

هر زمان می کرد بال افشانی ها پروانه ام

آنکه روشن بود از وصلش چراغ خانه ام

تند باد هجر در کار چراغم کرد و رفت

صفحه دل از خط مشکین او شیرازه داشت

التفات غمزه اش جان را بلند آوازه داشت

دم به دم با من نگاهش لطف بی اندازه داشت

آنکه بادام ترش دایم دماغم تازه داشت

خشکسال ناامیدی در دماغم کرد و رفت

با دل محزون فتاده روزگار مشکلم

دست حسرت بر سر و پای سراغ اندر گلم

از هجوم اشک طوفان خیز باشد منزلم

تا نهال قامت او رفت از باغ دلم

آمد ایام خزان تاراج با غم کرد و رفت

سیدا از خاکساری ها در آن کو شهره شد

زلف مشکین از شکست خود سمن بوشهره شد

عندلیب این چمن از بس که خوشگو شهره شد

در جهان عنقا به کمنامی از آن رو شهره شد

بس که اعرابی در این وادی سراغم کرد و رفت

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۳۷از شوق تو افتادم در بادیه پیمایی
  2. شمارهٔ ۳۸امروز به عالم نبود اهل وفا را غیر از تو پناهی
  3. شمارهٔ ۳۹هر که در غم صبر کرد ایوب می دانیم ما
  4. شمارهٔ ۴۰مه من علم به عالم شده ای به دلربایی
  5. شمارهٔ ۴۱مصفا سینه را چون مهر انور می توان کردن
  6. شمارهٔ ۴۲ارباب جود را کف گوهرفشان نماند
  7. شمارهٔ ۴۳نقاب از رخ برافگندی نمودی روی زیبا را
  8. شمارهٔ ۴۴چون تاب به کلبه ام ای سیمتن درای
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.