پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۳۹

هر که در غم صبر کرد ایوب می دانیم ما

خو به هجران کرده را یعقوب می دانیم ما

عاشقان را در وفا منصوب می دانیم ما

بی وفایی شیوه محبوب می دانیم ما

نیست خوبان را وفایی خوب می دانیم ما

کوهکن از یاد شیرین ماند سر در کوهسار

فکر لیلی در بیابان کرد مجنون را غبار

این مثل بر صفحه دهر است زایشان یادگار

عاشقان راهست قلاب محبت زلف یار

این کشش از جانب مطلوب می دانیم ما

تا دمیده بر عذارش خط چون مشک ختن

باغبان از سنبل تر بسته دیوار چمن

گر کند دعویی ملک آن یوسف گل پیرهن

زآن خط آشفته خواهد شهرها بر هم زدن

عادت آن ماه شهر آشوب می دانیم ما

آن خداوندی که قربان کرد اسماعیل را

کرده از مژگان به چشم اهل کنعان میل را

با زلیخا هاتفی می گفت این تمثیل را

بهر یوسف در کنار مصر رود نیل را

یادگار از دیده یعقوب می دانیم ما

سیدا دامن کش از بزم شراب نوخطان

بوی خون سر می زند از سنبل زلف بتان

کرده اند این نقش بر سنگ مزار کشتگان

خط خوبان نامه قتل است بهر عاشقان

آصفی مضمون این مکتوب می دانیم ما

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۴۱مصفا سینه را چون مهر انور می توان کردن
  2. شمارهٔ ۴۲ارباب جود را کف گوهرفشان نماند
  3. شمارهٔ ۴۳نقاب از رخ برافگندی نمودی روی زیبا را
  4. شمارهٔ ۴۴چون تاب به کلبه ام ای سیمتن درای
  5. شمارهٔ ۴۵به بزم غیر تا سرو تو خود را جلوه گر کرده
  6. شمارهٔ ۴۶عشق چون آمد به دل در سینه غم نامحرم است
  7. شمارهٔ ۴۷سیر پرشور و چشم لاغر و پشت خمی دارم
  8. شمارهٔ ۴۸به میدان آمدی و گوی و چوگان باختی رفتی
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.