فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۹۰۱ مثل حسنت بجهان نور ندیده است کسی
- غزل شمارهٔ ۹۰۲ چه شود گر تو شوی جان کسی
- غزل شمارهٔ ۹۰۳ ای فدای غم جان تو کسی
- غزل شمارهٔ ۹۰۴ بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
- غزل شمارهٔ ۹۰۵ در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۶ بکوش ایجان خدا را بنده باشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۷ گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۸ ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
- غزل شمارهٔ ۹۱۰ وزد بر اهل دلی گر نسیم درویشی
- غزل شمارهٔ ۹۱۱ کسی که یافت نسیم نعیم درویشی
- غزل شمارهٔ ۹۱۲ دل چو بستم بخدا حسبی الله و کفی
- غزل شمارهٔ ۹۱۳ نکنی گر تووفا حسبی الله کفی
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ نیست تاج عشقرا شایسته هرجا تارکی
- غزل شمارهٔ ۹۱۵ دل و جانم اسیر غم تا کی
- غزل شمارهٔ ۹۱۶ سرکشیهای جوانان تا کی
- غزل شمارهٔ ۹۱۷ یاد وصل او دلم خوشنود دارد اندکی
- غزل شمارهٔ ۹۱۸ عاشقانرا شور مستی سود دارد خیلکی
- غزل شمارهٔ ۹۱۹ در دیدهام چه نور روانست آن یکی
- غزل شمارهٔ ۹۲۰ گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
- غزل شمارهٔ ۹۲۱ ای که خواهی دل ما را به جفاها شکنی
- غزل شمارهٔ ۹۲۲ گه به ایمای تغافل دل ما میشکنی
- غزل شمارهٔ ۹۲۳ ای که حیران سراپای بت سیمینی
- غزل شمارهٔ ۹۲۴ ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
- غزل شمارهٔ ۹۲۵ جدا شد از بر من آن انسی روحانی
- غزل شمارهٔ ۹۲۶ تو های و هوی مستانرا چه دانی
- غزل شمارهٔ ۹۲۷ جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
- غزل شمارهٔ ۹۲۸ بخرامشی چه شود اگر سوی عاشقان گذری کنی
- غزل شمارهٔ ۹۲۹ خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۰ اگر خوش است ترا دل چرا طرب نکنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ سوی من ای خجسته خو روی چرا نمیکنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۲ گفتم به عشق غارت دلها چه میکنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۳ میکشی ما را به زاری هرچه خواهی میکنی
- غزل شمارهٔ ۹۳۴ دلا بگذر ز دنیا تا ز عقبی عیش جان بینی
- غزل شمارهٔ ۹۳۵ روی جانان مگر از دیدهٔ جانان بینی
- غزل شمارهٔ ۹۳۶ مرحبا ای نسیم عنبر بوی
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ مست و بیپروا به یغما میروی
- غزل شمارهٔ ۹۳۸ خوشا فال آن کو دوچارش شوی
- غزل شمارهٔ ۹۳۹ دورم از خویش مکن هان پشیمان نشوی
- غزل شمارهٔ ۹۴۰ روی بنمای ای پری رخسار هی
- غزل شمارهٔ ۹۴۱ ساقیا پیمانهٔ سرشار هی
- غزل شمارهٔ ۹۴۲ باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
- غزل شمارهٔ ۹۴۳ صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
- غزل شمارهٔ ۹۴۴ ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ مایی
- غزل شمارهٔ ۹۴۵ ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی
- غزل شمارهٔ ۹۴۶ نگاه ار میکنی جان میفزائی
- غزل شمارهٔ ۹۴۷ چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
- غزل شمارهٔ ۹۴۸ الا ای که دلها نهان میربائی
- غزل شمارهٔ ۹۴۹ ای زلف تو مسکن دل شیدائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۰ گل از رخ تو وام کند زیبائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۱ بیا بیمار خود را ده شفائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ هم تو بیننده هم تو بینائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۳ سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۴ ای شاهد شاهدان کجائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۵ بود گر در ما تو تنها در آئی
- غزل شمارهٔ ۹۵۶ خوش آندم کز در احسان در آئی
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ خوش آندم کز درم ای جان در آئی
- غزل شمارهٔ ۹۵۸ سر خستگان نداری بگذار ما نیائی
- غزل شمارهٔ ۹۵۹ هر آن دلرا که با یاریست خوئی
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ هیچیم ما بخویش و نمودار ما توئی
متن اشعار به نقل از گنجور.