پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی

فیض کاشانی

غزلیات

۹۶۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۱ مثل حسنت بجهان نور ندیده است کسی
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۲ چه شود گر تو شوی جان کسی
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۳ ای فدای غم جان تو کسی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۴ بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۵ در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۶ بکوش ایجان خدا را بنده باشی
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۷ گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۸ ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
  9. غزل شمارهٔ ۹۰۹ گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
  10. غزل شمارهٔ ۹۱۰ وزد بر اهل دلی گر نسیم درویشی
  11. غزل شمارهٔ ۹۱۱ کسی که یافت نسیم نعیم درویشی
  12. غزل شمارهٔ ۹۱۲ دل چو بستم بخدا حسبی الله و کفی
  13. غزل شمارهٔ ۹۱۳ نکنی گر تووفا حسبی الله کفی
  14. غزل شمارهٔ ۹۱۴ نیست تاج عشقرا شایسته هرجا تارکی
  15. غزل شمارهٔ ۹۱۵ دل و جانم اسیر غم تا کی
  16. غزل شمارهٔ ۹۱۶ سرکشیهای جوانان تا کی
  17. غزل شمارهٔ ۹۱۷ یاد وصل او دلم خوشنود دارد اندکی
  18. غزل شمارهٔ ۹۱۸ عاشقانرا شور مستی سود دارد خیلکی
  19. غزل شمارهٔ ۹۱۹ در دیده‌ام چه نور روانست آن یکی
  20. غزل شمارهٔ ۹۲۰ گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
  21. غزل شمارهٔ ۹۲۱ ای که خواهی دل ما را به جفاها شکنی
  22. غزل شمارهٔ ۹۲۲ گه به ایمای تغافل دل ما می‌شکنی
  23. غزل شمارهٔ ۹۲۳ ای که حیران سراپای بت سیمینی
  24. غزل شمارهٔ ۹۲۴ ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
  25. غزل شمارهٔ ۹۲۵ جدا شد از بر من آن انسی روحانی
  26. غزل شمارهٔ ۹۲۶ تو های و هوی مستانرا چه دانی
  27. غزل شمارهٔ ۹۲۷ جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
  28. غزل شمارهٔ ۹۲۸ بخرامشی چه شود اگر سوی عاشقان گذری کنی
  29. غزل شمارهٔ ۹۲۹ خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
  30. غزل شمارهٔ ۹۳۰ اگر خوش است ترا دل چرا طرب نکنی
  31. غزل شمارهٔ ۹۳۱ سوی من ای خجسته خو روی چرا نمیکنی
  32. غزل شمارهٔ ۹۳۲ گفتم به عشق غارت دل‌ها چه می‌کنی
  33. غزل شمارهٔ ۹۳۳ می‌کشی ما را به زاری هرچه خواهی می‌کنی
  34. غزل شمارهٔ ۹۳۴ دلا بگذر ز دنیا تا ز عقبی عیش جان بینی
  35. غزل شمارهٔ ۹۳۵ روی جانان مگر از دیدهٔ جانان بینی
  36. غزل شمارهٔ ۹۳۶ مرحبا ای نسیم عنبر بوی
  37. غزل شمارهٔ ۹۳۷ مست و بی‌پروا به یغما می‌روی
  38. غزل شمارهٔ ۹۳۸ خوشا فال آن کو دوچارش شوی
  39. غزل شمارهٔ ۹۳۹ دورم از خویش مکن هان پشیمان نشوی
  40. غزل شمارهٔ ۹۴۰ روی بنمای ای پری رخسار هی
  41. غزل شمارهٔ ۹۴۱ ساقیا پیمانهٔ سرشار هی
  42. غزل شمارهٔ ۹۴۲ باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی
  43. غزل شمارهٔ ۹۴۳ صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
  44. غزل شمارهٔ ۹۴۴ ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ مایی
  45. غزل شمارهٔ ۹۴۵ ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی
  46. غزل شمارهٔ ۹۴۶ نگاه ار میکنی جان میفزائی
  47. غزل شمارهٔ ۹۴۷ چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
  48. غزل شمارهٔ ۹۴۸ الا ای که دلها نهان میربائی
  49. غزل شمارهٔ ۹۴۹ ای زلف تو مسکن دل شیدائی
  50. غزل شمارهٔ ۹۵۰ گل از رخ تو وام کند زیبائی
  51. غزل شمارهٔ ۹۵۱ بیا بیمار خود را ده شفائی
  52. غزل شمارهٔ ۹۵۲ هم تو بیننده هم تو بینائی
  53. غزل شمارهٔ ۹۵۳ سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
  54. غزل شمارهٔ ۹۵۴ ای شاهد شاهدان کجائی
  55. غزل شمارهٔ ۹۵۵ بود گر در ما تو تنها در آئی
  56. غزل شمارهٔ ۹۵۶ خوش آندم کز در احسان در آئی
  57. غزل شمارهٔ ۹۵۷ خوش آندم کز درم ای جان در آئی
  58. غزل شمارهٔ ۹۵۸ سر خستگان نداری بگذار ما نیائی
  59. غزل شمارهٔ ۹۵۹ هر آن دلرا که با یاریست خوئی
  60. غزل شمارهٔ ۹۶۰ هیچیم ما بخویش و نمودار ما توئی

متن اشعار به نقل از گنجور.