پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۷

یاد وصل او دلم خوشنود دارد اندکی

مژدهٔ صحت مرض را سود دارد اندکی

زان جفا جو گرچه میدانم نمی‌آید وفا

خاطرم را وعده‌اش خوشنود دارد اندکی

گرچه بر دور رخش خوش مینماید خط سبز

صفحهٔ دلرا غبارآلود دارد اندکی

میکشم هر چند آه سرد تا خالی شود

باز می‌بینم دلمرا دود دارد اندکی

میشود لیلم نهار از گردش لیل و نهار

چرخ گردون روی در بهبود دارد اندکی

گر بحالم چشم دریا دل کند جودی رواست

آب دیده سوز دلرا سود دارد اندکی

مینوازد عاشقان را گوشهٔ چشمش گهی

ترک مستش بر فقیران جود دارد اندکی

طاعت از من گر نیاید هست ایمانم قوی

میکنم آن نیز تارم پود دارد اندکی

میگریزد زاهد خشک از سماع شعر تر

فیض را این گفتگوها سود دارد اندکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۹در دیده‌ام چه نور روانست آن یکی
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۰گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۱ای که خواهی دل ما را به جفاها شکنی
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۲گه به ایمای تغافل دل ما می‌شکنی
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۳ای که حیران سراپای بت سیمینی
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۴ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۵جدا شد از بر من آن انسی روحانی
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۶تو های و هوی مستانرا چه دانی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.