پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۹

در دیده‌ام چه نور روانست آن یکی

این طرفه تر ز دیده نهان است آن یکی

ارباب حسن اگر چه بدل جای کرده‌اند

لیکن تن‌اند جمله و جانست آن یکی

گاهی باین و گاه بآن میرود گمان

هم این و آن نه این و نه آنست آن یکی

هم او جهان و هم ز جهان برتر است او

چون با تو جان که جان جهانست آن یکی

در دائره زمان و مکان زو نشان مجو

بالاتر از زمان و مکانست آن یکی

تا چند گوش بر خبر و چشم بر دلیل

بگشای چشم دل که عیانست آن یکی

تاکی از ین و آن طلبی آنکه با تو هست

بگذر ز این و آن که همانست آن یکی

در شأن آن یکی ببیان گفتگو مکن

برتر ز گفتگو و بیانست آن یکی

خاموش باش فیض که از وصف برتر است

دیگر مگو چنین و چنانست آن یکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۱ای که خواهی دل ما را به جفاها شکنی
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۲گه به ایمای تغافل دل ما می‌شکنی
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۳ای که حیران سراپای بت سیمینی
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۴ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۵جدا شد از بر من آن انسی روحانی
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۶تو های و هوی مستانرا چه دانی
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۷جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۸بخرامشی چه شود اگر سوی عاشقان گذری کنی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.