پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲۰

گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی

دست و دل و پای عشق هر دو بهم بستمی

رو بخدا کردمی دل بخدا دادمی

رسته ز کون و مکان نیستمی هستمی

پی بازل بردمی آب بقا خوردمی

عمر ابر بردمی دست فنا بستمی

با همهٔ بی همه، هم همهٔ نی همه

از همه بگسستمی با همه پیوستمی

دل ز جهان کندمی رسته ز هر بندمی

از پل دوزخ چه باد رفتمی و جستمی

از درکات جحیم با خبر و بی‌خبر

در عرفات نعیم سر خوش بنشستمی

باده شراب طهور آن می غلمان و حور

منزل قصر بلور امن و امان نشتمی

باده نوشیدمی خرقه فروشید می

حله بپوشید می تاج و کمر بستمی

فیض ز دامانم ار دست فراداشتی

نی دل او خستمی نی شده پا بستمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۲گه به ایمای تغافل دل ما می‌شکنی
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۳ای که حیران سراپای بت سیمینی
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۴ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۵جدا شد از بر من آن انسی روحانی
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۶تو های و هوی مستانرا چه دانی
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۷جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانی
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۸بخرامشی چه شود اگر سوی عاشقان گذری کنی
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۹خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.