پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۶

سرکشیهای جوانان تا کی

دل ما در غم اینان تا کی

از پریشانی زلف ایشان

دل عشاق پریشان تا کی

از فسونهای خوش خوش چشمان

چشم و دل واله و حیران تا کی

از سراپای سراپا سوزان

شعله سان سینه فروزان تاکی

با دل ریش و تن خستهٔ زار

دور از آن مرهم و درمان تا کی

دوست را راتبه حرمان تا چند

غیر را وصل فراوان تا کی

فیض از سرّ حقیقت دم زن

این سخنهای پریشان تا کی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۸عاشقانرا شور مستی سود دارد خیلکی
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۹در دیده‌ام چه نور روانست آن یکی
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۰گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۱ای که خواهی دل ما را به جفاها شکنی
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۲گه به ایمای تغافل دل ما می‌شکنی
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۳ای که حیران سراپای بت سیمینی
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۴ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۵جدا شد از بر من آن انسی روحانی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.