پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۵

دل و جانم اسیر غم تا کی

خستهٔ محنت و الم تا کی

عمر را صرف هرزه کردن چند

مایهٔ حسرت و ندم تا کی

دلم از فکرهای بیهوده

دایم الحزن و النقم تا کی

نقش بی‌اصل آرزو و امل

بر دل و جان رقم زدن تا کی

محنت رنج تو بتو تا چند

غصه و درد دمبدم تا کی

کردها منتج پشیمانی

گفتها مورث ندم تا کی

در ره دین و در طریق هدی

اعمی و ابکم و اصم تا کی

جان علوی بقید تن تا چند

دشمنان شاد و محترم تا کی

ان حق تا بچند خار و سبک

و ان باطل ولی نعم تا کی

غفلت از یاد ‌آخرت تا چند

غم دنیا و بیش و کم تا کی

حرف جمشید و تخت کی تا چند

یاد آفرید و جام جم تا کی

گفتن حرف‌های بیهوده

به نواهای زیر و بم تا کی

بیش ازین شاعری مکن ای فیض

این سخنهای کم ز کم تا کی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۷یاد وصل او دلم خوشنود دارد اندکی
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۸عاشقانرا شور مستی سود دارد خیلکی
  3. غزل شمارهٔ ۹۱۹در دیده‌ام چه نور روانست آن یکی
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۰گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۱ای که خواهی دل ما را به جفاها شکنی
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۲گه به ایمای تغافل دل ما می‌شکنی
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۳ای که حیران سراپای بت سیمینی
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۴ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.