پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۵

در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی

در غمزه زنان هوشبر ما بلکه تو باشی

چشم از رخ خوبان نکنم جانب محراب

بر ابروشان عشوه نما بلکه تو باشی

در زلف بتان کیست نهان رهزن دلها

زیر شکن زلف دو تا بلکه تو باشی

گستاخ بهر جا نتوانم نظر افکند

پنهان ز نظرها همه جا بلکه تو باشی

از کس نکنم شکوه چرا گفت و چرا کرد

دارنده بر آن جور و جفا بلکه تو باشی

بی پا و سر افتم بره بیسر و پایان

پا و سر هر بیسر و پا بلکه تو باشی

بر گفتهٔ فیض اهل دلی نکته نگیرد

گوینده پس پردهٔ ما بلکه تو باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۷گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۸ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۹گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
  4. غزل شمارهٔ ۹۱۰وزد بر اهل دلی گر نسیم درویشی
  5. غزل شمارهٔ ۹۱۱کسی که یافت نسیم نعیم درویشی
  6. غزل شمارهٔ ۹۱۲دل چو بستم بخدا حسبی الله و کفی
  7. غزل شمارهٔ ۹۱۳نکنی گر تووفا حسبی الله کفی
  8. غزل شمارهٔ ۹۱۴نیست تاج عشقرا شایسته هرجا تارکی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.