پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۱

کسی که یافت نسیم نعیم درویشی

نتافت سر ز طریق قویم درویشی

چه کرد لطف الهی مرا ز درویشان

شدم به همت والا مقیم درویشی

اگرچه عین کمالم گرفت این نعمت

شدم اسیر به دست قسیم درویشی

دگر به همت ارواح پاک درویشان

زدم قدم به ره مستقیم درویشی

خدای کرد کرامت مرا دگرباره

نشستنی به رضا بر گلیم درویشی

چه‌ها که بر سرم آمد از آن زمان که مرا

گسست باز طریق قویم درویشی

بزرگوار خدایا هزار شکر تو را

که باز روزی من شد نعیم درویشی

همین بس است که دارم به نقد آسایش

زیادتی بود اجر عظیم درویشی

هزار شکر که پیوسته فیض را دل و جان

معطر است ز عطر نسیم درویشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۳نکنی گر تووفا حسبی الله کفی
  2. غزل شمارهٔ ۹۱۴نیست تاج عشقرا شایسته هرجا تارکی
  3. غزل شمارهٔ ۹۱۵دل و جانم اسیر غم تا کی
  4. غزل شمارهٔ ۹۱۶سرکشیهای جوانان تا کی
  5. غزل شمارهٔ ۹۱۷یاد وصل او دلم خوشنود دارد اندکی
  6. غزل شمارهٔ ۹۱۸عاشقانرا شور مستی سود دارد خیلکی
  7. غزل شمارهٔ ۹۱۹در دیده‌ام چه نور روانست آن یکی
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۰گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.