پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۵

ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی

سر چشمهٔ آبروی هر زیبائی

روشن بود از جمال تو هر دو جهان

پنهانی تو ز غایت پیدائی

ای حسن تو مجموعهٔ هر نیکوئی

وی هر دو جهان ز عشق تو شیدائی

خورشید سراسیمهٔ شوق رویت

سرگشته کویت فلک مینائی

بدر از غم تو هلال گردد هر مَه

کیوان کُنَدَت چو چاکران لالائی

تیر و ناهید و مشتری و بهرام

جویای تواَند در فلک پیمائی

آب و باد و زمین و آتش هریک

سر کرده قدم تو را کند جویائی

هر جانوری غمت به جان بگزیده

واندر طلب تو باشدش پویائی

مرغ سحر از درد تو دارد افغان

وز عشق تو عندلیب شد شیدائی

از فرقت تو فاخته گوید کو کو

وز بهر تو میزند نوا مامائی

از درد تو غنچه را بُوَد تنگدلی

داغ تو به لاله داده خون‌پالائی

خون در دل نافه بوی زلفت کرده

از چشم تو آهوان شده صحرائی

نگذاشته داغ تو دلی را بی‌درد

سودای تو کرده عالمی سودائی

فیض از غم عشقت همه شب نالانست

روزی بود از دلش گره بُگشائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۷چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۸الا ای که دلها نهان میربائی
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۹ای زلف تو مسکن دل شیدائی
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۰گل از رخ تو وام کند زیبائی
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۱بیا بیمار خود را ده شفائی
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۲هم تو بیننده هم تو بینائی
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۳سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۴ای شاهد شاهدان کجائی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.