پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۵۰

گل از رخ تو وام کند زیبائی

سرو از قد تو کسب کند رعنائی

نرگس بود از چشم خوشت تازه و تر

شمشاد ز بالات کند بالائی

از پرتو روی تو بود مه روشن

خورشید بنور تو کند بینائی

آهوی ختن ز گیسویت مشگ برد

عنبر گیرد ز زلف تو بویائی

شوری ز لبت نمک کند در یوزه

دندان تو لؤلوش کند لالائی

شکر ز دهان تو برد شیرینی

قند از لب تو وام کند حلوائی

ابروی تو است قبلهٔ هر مؤمن

زلف تو بود راهزن ترسائی

از عشق تو دیوانه بود هر مجنون

سودای تو کرد فیض را سودائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵۲هم تو بیننده هم تو بینائی
  2. غزل شمارهٔ ۹۵۳سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۴ای شاهد شاهدان کجائی
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۵بود گر در ما تو تنها در آئی
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۶خوش آندم کز در احسان در آئی
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۷خوش آندم کز درم ای جان در آئی
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۸سر خستگان نداری بگذار ما نیائی
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۹هر آن دلرا که با یاریست خوئی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.