پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۹

ای زلف تو مسکن دل شیدائی

وی روی تو مجموع همه زیبائی

جان در تن هیچکس نماند ز نهار

آن عارض و زلف را بکس بنمائی

از حسرت آن لبم بلب آمد جان

از فکرت آن دهان شدم شیدائی

بیمار شدم ز آرزوی چشمت

گشتم ز خیال خال تو سودائی

ایمان بسواد کفر زلفت دادم

بستم زنار و بستدم ترسائی

از حسرت آن میان شدم چون موئی

باشد روزی که در کنارم‌ آئی

گر در نظر تو فیض پستست ولی

دارد ز خیال قد تو بالائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۵۱بیا بیمار خود را ده شفائی
  2. غزل شمارهٔ ۹۵۲هم تو بیننده هم تو بینائی
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۳سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۴ای شاهد شاهدان کجائی
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۵بود گر در ما تو تنها در آئی
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۶خوش آندم کز در احسان در آئی
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۷خوش آندم کز درم ای جان در آئی
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۸سر خستگان نداری بگذار ما نیائی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.