پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۶

نگاه ار میکنی جان میفزائی

تغافل میکنی دل می‌ربائی

قیامت در قیامت می‌نماید

قیامت را بقامت می‌نمائی

مرا صد غصه از دل میگشاید

ز زلفت گره چون میگشائی

غمم ز آینهٔ دل میزداید

ز دل گر کینهٔ من میزدائی

حیاتی بر حیاتم میفزاید

چو در لطف نهانم میفزائی

تنت هر موی دارد مویهٔ فیض

چو حرف عشق جانان می‌سرائی

سر درج حقایق میگشاید

چو در وصف بتان لب میگشائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۸الا ای که دلها نهان میربائی
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۹ای زلف تو مسکن دل شیدائی
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۰گل از رخ تو وام کند زیبائی
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۱بیا بیمار خود را ده شفائی
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۲هم تو بیننده هم تو بینائی
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۳سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۴ای شاهد شاهدان کجائی
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۵بود گر در ما تو تنها در آئی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.