پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۷

چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی

ز طریق آشنایی چه شود اگر درآیی

بر بی‌کسی بیایی دل خسته‌ای بجویی

دل خسته‌ای بجویی بر بی‌کسی بیایی

نروی ره جدایی سپری طریق الفت

سپری طریق الفت نروی ره جدایی

بر عاشقان بیایی غم خستگان بداری

غم خستگان بداری بر عاشقان بیایی

به جز از در گدایی بر تو رهی ندارم

بر تو رهی ندارم به جز از در گدایی

به بهانهٔ گدایی به در سرایت آیم

به در سرایت آیم به بهانهٔ گدایی

به نوای بینوایی غزلی مگر سرایم

غزلی مگر سرایم به نوای بینوایی

چو تو زلف می‌گشایی دل فیض می‌گشاید

دل فیض می‌گشاید چو تو زلف می‌گشایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۹ای زلف تو مسکن دل شیدائی
  2. غزل شمارهٔ ۹۵۰گل از رخ تو وام کند زیبائی
  3. غزل شمارهٔ ۹۵۱بیا بیمار خود را ده شفائی
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۲هم تو بیننده هم تو بینائی
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۳سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۴ای شاهد شاهدان کجائی
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۵بود گر در ما تو تنها در آئی
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۶خوش آندم کز در احسان در آئی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.