پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۴

ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ مایی

تو چو هست و بودِ مایی ز تو کی توان جدایی

دل خلق می‌ربایی به کرشمه‌های پنهان

به کرشمه‌های پنهان دل خلق می‌ربایی

مهِ روی اگر نمایی ز جهان اثر نماند

ز جهان اثر نماند مهِ روی اگر نمایی

خم زلف اگر گشایی دو جهان به هم برآید

دو جهان به هم برآید خم زلف اگر گشایی

چه شود اگر درآیی به دل شکستهٔ من

به دل شکستهٔ من چه شود اگر درآیی

به خیال کی درآیی چو تو در جهان نگنجی

چو تو در جهان نگنجی به خیال کی درآیی

ز تو می‌کنم گدایی چو تو راست پادشاهی

چو تو راست پادشاهی ز تو می‌کنم گدایی

چو تو منبع عطایی ز تو فیض فیض جوید

ز تو فیض فیض جوید چو تو منبع عطایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۶نگاه ار میکنی جان میفزائی
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۷چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۸الا ای که دلها نهان میربائی
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۹ای زلف تو مسکن دل شیدائی
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۰گل از رخ تو وام کند زیبائی
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۱بیا بیمار خود را ده شفائی
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۲هم تو بیننده هم تو بینائی
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۳سحر ز هاتف غیبم رسید هیهائی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.