پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۳

صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی

عشق همچنان برجاست ساقیا بیا هی هی

دین بخویشتن لرزید دل طمع ز جان ببرید

عشق نیست اژدرهاست ساقیا بیا هی هی

هی بر آتشم آبی درد باده با تابی

شعله از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی

سر شد از نگاهی مست دین و دل برفت از دست

فتنه هم ز ما بر ماست ساقیا بیا هی هی

گر فزون دهی گر کم میفزاید از دل غم

هر چه میکنی زیباست ساقیا بیا هی هی

هی بیار پی در پی یکدمم ممان بی می

باده تو روح افزاست ساقیا بیا هی هی

فیض دل ز کف داده بهر ساقی و باده

مجلس طرب آراست ساقیا بیا هی هی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۵ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۶نگاه ار میکنی جان میفزائی
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۷چه شود اگر درآیی به طریق آشنایی
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۸الا ای که دلها نهان میربائی
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۹ای زلف تو مسکن دل شیدائی
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۰گل از رخ تو وام کند زیبائی
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۱بیا بیمار خود را ده شفائی
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۲هم تو بیننده هم تو بینائی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.