پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۱

مثل حسنت بجهان نور ندیده است کسی

همچه عشقت غم پر زور ندیده است کسی

پرتوت تافته بر عالم و نورت پنهان

شاهد ظاهر و مستور ندیده است کسی

دو جهان شیفته دارد رخ ننمودهٔ تو

حسن در پرده و مشهور ندیده است کسی

سخت دوریم ز تو با همه نزدیکی‌ها

بار نزدیک چنین دور ندیده است کسی

دو جهان مست و خرابست ز یک جام الست

این چنین بادهٔ پر زور ندیده است کسی

جز دل اهل خرابات که جولانگه تواست

در جهان خانهٔ معمور ندیده است کسی

نصرت و یاریت آنست که بردار کشی

همچه منصور تو منصور ندیده است کسی

میخورم زهر غمت را بحلاوت دلشاد

ماتمی را که بود سود ندیده است کسی

هر کجا مرده دلی زنده جاوید شود

چون صدای سخنت صور ندیده است کسی

چون غزلهای دل افروز و جهانسوز تو فیض

سخنیرا که دهد نور ندیده است کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۳ای فدای غم جان تو کسی
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۵در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۶بکوش ایجان خدا را بنده باشی
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۷گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۸ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۹گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
  8. غزل شمارهٔ ۹۱۰وزد بر اهل دلی گر نسیم درویشی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.