پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۳

ای فدای غم جان تو کسی

که تو هم جانی و جانان کسی

تو بمانی دگران در گذرند

همهٔ خلق بقربان کسی

لمن الملک تو سوزد اغیار

آتش قهر تو طوفان کسی

بفدای تو سر و سامان ها

ای سر هر کس و سامان کسی

هر چه جز تو همه کفر است و ضلال

نیست جز عشق تو ایمان کسی

درد تو بس بودم در دل و جان

درد تو مایهٔ درمان کسی

روی بنمائی و گر ننمائی

آن خویشی تونه‌ای آن کسی

رحم کن رحم که بگداخت دلم

در غمت جان کسی جان کسی

فیض جان داد بجانان آخر

قطره پیوست بعمان کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۵در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۶بکوش ایجان خدا را بنده باشی
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۷گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۸ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۹گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
  6. غزل شمارهٔ ۹۱۰وزد بر اهل دلی گر نسیم درویشی
  7. غزل شمارهٔ ۹۱۱کسی که یافت نسیم نعیم درویشی
  8. غزل شمارهٔ ۹۱۲دل چو بستم بخدا حسبی الله و کفی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.