پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۲

چه شود گر تو شوی جان کسی

شبکی سر زده مهمان کسی

پیشت آرد ز دل و جان خانی

بپذیری بکرم خوان کسی

دل و جان اردل و جان آرد پیش

ای فدای تو دل و جان کسی

همه جانها بفدای تو شود

که تو هم جانی و جانان کسی

گر ملامت کندم واعظ شهر

دل من نیست بفرمان کسی

سخنی رفت ز خوبی گفتم

آیتی آمده در شأن کسی

ظلمت زلف تو کفر است و ضلال

نور رخسار تو ایمان کسی

خال و خط تو و روی چو مهت

آیت و سورت و قرآن کسی

میکند فیض نثارت چه شود

بپذیری بکرم جان کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۵در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۶بکوش ایجان خدا را بنده باشی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۷گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۸ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۹گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
  7. غزل شمارهٔ ۹۱۰وزد بر اهل دلی گر نسیم درویشی
  8. غزل شمارهٔ ۹۱۱کسی که یافت نسیم نعیم درویشی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.