پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۰

پیدای توام ز من چه پرسی

شیدای توام ز من چه پرسی

در دل پیوسته جای داری

مأوای توام ز من چه پرسی

از سر تا پای صنعت تو است

انشای توام ز من چه پرسی

سر همه مو بموی دانی

رسوای توام ز من چه پرسی

گفتی که چه گفتی و چه کردی

مثوای توام ز من چه پرسی

گفتی که بدی تو یا نکوئی

کالای توام ز من چه پرسی

آنرا شنوی که خود دمیدی

من نای توام ز من چه پرسی

جانم صدف و تو گوهر آن

دریای توام ز من چه پرسی

بر تو پنهانم آشکار است

صحرای توام ز من چه پرسی

فردا چه دهم حساب امروز

فردای توام ز من چه پرسی

از من ناید جز آنچه خواهی

بر رای توام ز من چه پرسی

اوصاف تو راست فیض مظهر

سیمای توام ز من چه پرسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۲چه شود گر تو شوی جان کسی
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۳ای فدای غم جان تو کسی
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۵در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۶بکوش ایجان خدا را بنده باشی
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۷گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۸ندهی اگر باو دل بچه آرمیده باشی
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۹گفتی مرا نزد من آ تو آتشی تو آتشی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.