پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی

فیض کاشانی

غزلیات

۹۶۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۱ سکینهٔ دل و جان لا اله الا الله
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۲ گرفتم ملک جان الحمدالله
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۳ شدم آگه ز راه الحمدالله
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۴ ز هرچه آن غیر یار استغفرالله
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۵ ساقی باقی ما داد صلا بسم الله
  6. غزل شمارهٔ ۸۴۶ گر ترا هست سر کشتن ما بسم الله
  7. غزل شمارهٔ ۸۴۷ ندارم خان و مانی حسبی الله
  8. غزل شمارهٔ ۸۴۸ زین چرخ گردون فروا الی الله
  9. غزل شمارهٔ ۸۴۹ رفتم بخرابات توکلت علی‌الله
  10. غزل شمارهٔ ۸۵۰ دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
  11. غزل شمارهٔ ۸۵۱ در کشور حسن آن یگانه
  12. غزل شمارهٔ ۸۵۲ بنه سر بحکم خدای یگانه
  13. غزل شمارهٔ ۸۵۳ برفت از برم آن نگار یگانه
  14. غزل شمارهٔ ۸۵۴ گفتی مرا کن ذکر هو سبحانه سبحانه
  15. غزل شمارهٔ ۸۵۵ از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه
  16. غزل شمارهٔ ۸۵۶ کی پسندی تو جفا بر من مسکین کی کی
  17. غزل شمارهٔ ۸۵۷ بیا ساقی بده جامی از آن می
  18. غزل شمارهٔ ۸۵۸ اگر کنی تو بجان طاعت خدای علی
  19. غزل شمارهٔ ۸۵۹ باز این چه فتنه است که در سر گرفته‌ای
  20. غزل شمارهٔ ۸۶۰ بیا بیا که اسیران نواز آمده‌ای
  21. غزل شمارهٔ ۸۶۱ شور عشقی در جهان افکنده‌ای
  22. غزل شمارهٔ ۸۶۲ ای آنکه در ازل همه را یار بوده‌ای
  23. غزل شمارهٔ ۸۶۳ ای آنکه با دلم ز ازل یار بوده‌ای
  24. غزل شمارهٔ ۸۶۴ ای دل بعشق خویش گرفتار بوده‌ای
  25. غزل شمارهٔ ۸۶۵ در عشق دوست ای دل شیدا چگونه‌ای
  26. غزل شمارهٔ ۸۶۶ با جذب دوست ای دل شیدا چگونه‌ای
  27. غزل شمارهٔ ۸۶۷ بماندم چیز و کس را انت حسبی
  28. غزل شمارهٔ ۸۶۸ با تو شدم آشنا وز دو جهان اجنبی
  29. غزل شمارهٔ ۸۶۹ دارد ز جفا نظام خوبی
  30. غزل شمارهٔ ۸۷۰ گه نقاب از رخ کشیدی گه نقاب انداختی
  31. غزل شمارهٔ ۸۷۱ بر جمال از پرتو رویت نقاب انداختی
  32. غزل شمارهٔ ۸۷۲ پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
  33. غزل شمارهٔ ۸۷۳ شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی
  34. غزل شمارهٔ ۸۷۴ هر نفس از جناب دوست میرسدم بشارتی
  35. غزل شمارهٔ ۸۷۵ از حسن خورشید ازل عالم چنین زیباستی
  36. غزل شمارهٔ ۸۷۶ زلف سیه بر روی مه با خط و خال آراستی
  37. غزل شمارهٔ ۸۷۷ گهی نان را فدای جان فرستی
  38. غزل شمارهٔ ۸۷۸ عشق حبیب را بود بر دل من عنایتی
  39. غزل شمارهٔ ۸۷۹ ایا نفسی علی الهجران نوحی
  40. غزل شمارهٔ ۸۸۰ دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی
  41. غزل شمارهٔ ۸۸۱ گره از زلف خویش وا کردی
  42. غزل شمارهٔ ۸۸۲ ایکه درد مرا دوا کردی
  43. غزل شمارهٔ ۸۸۳ دل آواره را در کوی خود آواره‌تر کردی
  44. غزل شمارهٔ ۸۸۴ در سینه ای عشق پنهان چه کردی
  45. غزل شمارهٔ ۸۸۵ نهال آرزو در سینه منشان گر خردمندی
  46. غزل شمارهٔ ۸۸۶ حبیبی انت ذو من وجودی
  47. غزل شمارهٔ ۸۸۷ دل چه بستم در تو رستم از خودی
  48. غزل شمارهٔ ۸۸۸ یا من هو اقرب بی من حبل وریدی
  49. غزل شمارهٔ ۸۸۹ یا حسن ما اجلاک فی عینی و فی بصری
  50. غزل شمارهٔ ۸۹۰ چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری
  51. غزل شمارهٔ ۸۹۱ ای آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودی دلبری
  52. غزل شمارهٔ ۸۹۲ ای دلبر هر دلبری ای برتر از هر برتری
  53. غزل شمارهٔ ۸۹۳ عشق تو دل هرکس بسته است بیک کاری
  54. غزل شمارهٔ ۸۹۴ در دل و جان من چه جا داری
  55. غزل شمارهٔ ۸۹۵ از شهر وفا صبا چه داری
  56. غزل شمارهٔ ۸۹۶ ای معدن دلداری جز تو که کند یاری
  57. غزل شمارهٔ ۸۹۷ حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری
  58. غزل شمارهٔ ۸۹۸ رو بر در تو آریم رانی و گر نوازی
  59. غزل شمارهٔ ۸۹۹ قصه عشق سرودیم بسی
  60. غزل شمارهٔ ۹۰۰ پیدای توام ز من چه پرسی

متن اشعار به نقل از گنجور.