پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۳

شدم آگه ز راه الحمدالله

که عشقم شد پناه الحمدالله

رهی کارد مرا تا درگه او

بمن بنمود اله الحمدالله

سحاب رحمتش بر من ببارید

ز دل شستم گناه الحمدالله

بیکدم کهربای عشق بربود

دل و جان را چو کاه الحمدالله

رسن آمد ز بالا یوسف جان

برون آمد ز چاه الحمدالله

چو در تاریکی زلفش فتادم

رخی دیدم چو ماه الحمدالله

طریقت را حقیقت را بدیدم

در آن زلف سیاه الحمدالله

ره ایمان ز زلف کفر دیدم

نهادم رو براه الحمدالله

گدائی کردم از مستانش جامی

شدم سر مست شاه الحمدالله

چو فیض از فیض حق جامی کشیدم

وجودم شد تباه الحمدالله

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۵ساقی باقی ما داد صلا بسم الله
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۶گر ترا هست سر کشتن ما بسم الله
  3. غزل شمارهٔ ۸۴۷ندارم خان و مانی حسبی الله
  4. غزل شمارهٔ ۸۴۸زین چرخ گردون فروا الی الله
  5. غزل شمارهٔ ۸۴۹رفتم بخرابات توکلت علی‌الله
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۰دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۱در کشور حسن آن یگانه
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۲بنه سر بحکم خدای یگانه
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.