پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۷

ندارم خان و مانی حسبی الله

نخواهم آب و نانی حسبی الله

من از کون و مکان بیزار گشتم

شدم در لامکانی حسبی الله

جهانرا خط بیزاری کشیدم

چو خود گشتم جهانی حسبی الله

بستی طرفی از جان و نه از دل

نه دل خواهم نه جانی حسبی الله

مرا جانان پسند آمد نخواهم

نه اینی و نه آنی حسبی الله

نمیگیرم چو در دست من آمد

بموی او جهانی حسبی الله

در این آتش خوشم رضوان میارا

برای من جنانی حسبی الله

نعیم آتش عشقش مرا بس

بهشت جاودانی حسبی الله

چو یار آمد ز در خاموش شو فیض

عیان شد هر بیانی حسبی الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۹رفتم بخرابات توکلت علی‌الله
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۰دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
  3. غزل شمارهٔ ۸۵۱در کشور حسن آن یگانه
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۲بنه سر بحکم خدای یگانه
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۳برفت از برم آن نگار یگانه
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۴گفتی مرا کن ذکر هو سبحانه سبحانه
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۵از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۶کی پسندی تو جفا بر من مسکین کی کی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.