پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵۳

برفت از برم آن نگار یگانه

دلم شد بدنبال حسنش روانه

سخن از فراقش چه گوید زبانم

تو گوئی کشد آتش دل زبانه

چو حرف گهر بارش از نامه خوانم

گهر میشود اشک من دانه دانه

برون رفت از سینه با کوه اندوه

بدنبال دل میدوم خانه خانه

دلم را غمش کرد سوراخ سوراخ

بتدریج بی منت و بی گمانه

غم دل نه بگذاشت جای فراغت

عبث مطربم میسراید ترانه

اگر نیستم قابل بزم وصلش

پسندم بود جای در آستانه

بگوشم رسیده است تا قصهٔ عشق

دگر قصها نیست الا فسانه

عبث دست و پا میزنی فیض بشکیب

چه گونه سر آید غم جاودانه

خلاصی میسر نگردد کسی را

که افتد درین قلزم بیکرانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵۵از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۶کی پسندی تو جفا بر من مسکین کی کی
  3. غزل شمارهٔ ۸۵۷بیا ساقی بده جامی از آن می
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۸اگر کنی تو بجان طاعت خدای علی
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۹باز این چه فتنه است که در سر گرفته‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۸۶۰بیا بیا که اسیران نواز آمده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۸۶۱شور عشقی در جهان افکنده‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۸۶۲ای آنکه در ازل همه را یار بوده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.