پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۶

گر ترا هست سر کشتن ما بسم الله

خیز از جای و بگو بهر فدا بسم الله

تیغ ابروی تو دارد چو سر کشتن ما

بسملم ساز بدین تیغ بلا بسم الله

گفته بودی که بشمشیر سرت بردارم

هین نشستم بر تو بر سر پا بسم الله

تا بکی وعده کنی حرف وفا هم گوئی

در دلت هست وفا گو بوفا بسم الله

سر تسلیم نهادیم به پیش تو بیار

هرچه خواهد دل تو بر سر ما بسم الله

بکشیم سر بنهیم و بجفا تن بدهیم

ای جفای تو وفا خیز و بیا بسم الله

فیض را بس که بدل هست هوای بسمل

مینگارد همه بر لوح هوا بسم الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴۸زین چرخ گردون فروا الی الله
  2. غزل شمارهٔ ۸۴۹رفتم بخرابات توکلت علی‌الله
  3. غزل شمارهٔ ۸۵۰دل گیرد و جان بخشد آن دلبر جانانه
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۱در کشور حسن آن یگانه
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۲بنه سر بحکم خدای یگانه
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۳برفت از برم آن نگار یگانه
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۴گفتی مرا کن ذکر هو سبحانه سبحانه
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۵از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.