پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۵

از شهر وفا صبا چه داری

از دوست برای ما چه داری

تا جان دهمت بمژدگانی

زان دلبر آشنا چه داری

از تحفه بیاد ما چه با تو است

از نامه بنام ما چه داری

هان زود پیام دوست بگذار

دل میردوم ز جا چه داری

گر بازرسی بکوی جانان

گوید بتو ای صبا چه داری

با درد بگو که خستهٔ راه

در محنت و در بلا چه داری

تو فرقت و من وصال خواهم

ایندرد مرا دوا چه داری

گفتی که وصال رایگان نیست

دیدار مرا بها چه داری

جانیست مرا و آن هم از تو

از ما طمع بها چه داری

خونشد دل و شد زدیده جاری

با فیض تو ماجرا چه داری

زاهد بگذر ز خیری از ما

با عاشق مبتلا چه داری

من خود دارم بنقد دردی

آیا تو در این سرا چه داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۷حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری
  2. غزل شمارهٔ ۸۹۸رو بر در تو آریم رانی و گر نوازی
  3. غزل شمارهٔ ۸۹۹قصه عشق سرودیم بسی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۰پیدای توام ز من چه پرسی
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۱مثل حسنت بجهان نور ندیده است کسی
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۲چه شود گر تو شوی جان کسی
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۳ای فدای غم جان تو کسی
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.