پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۶

ای معدن دلداری جز تو که کند یاری

ای مشتری زاری جز تو که کند یاری

در راه تو میپویم یاری ز تو میجویم

خالق توئی و باری جز تو که کند یاری

افغان کنم و زاری شاید که تو رحم آری

بر رحم نمی‌یاری جز تو که کند یاری

جانرا بغمت بستم جان را بتو پیوستم

ای منبع غمخواری جز تو که کند یاری

بر خاک درت گریم افزون ز سحاب و یم

گر تو نخری زاری جز تو که کند یاری

از در گهت ای دلدار محروم مرانم زار

گر تو کنیم خواری جز تو که کند یاری

فیض آمده با عصیان دارد طمع غفران

ستاری و غفاری جز تو که کند یاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۸رو بر در تو آریم رانی و گر نوازی
  2. غزل شمارهٔ ۸۹۹قصه عشق سرودیم بسی
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۰پیدای توام ز من چه پرسی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۱مثل حسنت بجهان نور ندیده است کسی
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۲چه شود گر تو شوی جان کسی
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۳ای فدای غم جان تو کسی
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۵در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.