پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۸

رو بر در تو آریم رانی و گر نوازی

جز تو کسی نداریم سازی و گر نسازی

ای چاره ساز هر چند سازی تو چاره ما

دیگر بتو گرائیم از بهر چاره سازی

از تو شویم‌آباد وز تو شویم ویران

شرمنده‌ایم تا کی ویران کنیم و سازی

خواهد دلم بهر دم جانی کند فدایت

کو جان بی‌نهایت عمری بدین درازی

تا چند شویم از خود آلایش هوسها

یارب لباس تقوی کی میشود نمازی

هرکس گرفته یاری ما و خیال جانان

هر کس بفکر کاری مائیم و عشقبازی

چون رو نهد بمیدان در کف گرفته چوگان

از ما فکندن سر از دوست گوی بازی

بر پای او نهد سر جویای سر بلندی

بر خاک او نهد رو خواهان سر فرازی

عمر دراز باید تا صرف عشق گردد

برفیض مرحمت کن یا رب بجان درازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰۰پیدای توام ز من چه پرسی
  2. غزل شمارهٔ ۹۰۱مثل حسنت بجهان نور ندیده است کسی
  3. غزل شمارهٔ ۹۰۲چه شود گر تو شوی جان کسی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰۳ای فدای غم جان تو کسی
  5. غزل شمارهٔ ۹۰۴بیک نظر کندم دیده مبتلای کسی
  6. غزل شمارهٔ ۹۰۵در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
  7. غزل شمارهٔ ۹۰۶بکوش ایجان خدا را بنده باشی
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۷گفتم رخت ندیدم گفتا ندیده باشی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.