پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸۰

دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه

مژه‌های شوخ خود را چو به غمزه آب دادی

دل عالمی ز جا شد چو نقاب بر گشودی

دو جهان به هم بر آمد چو به زلف تاب دادی

در خرمی گشودی چو جمال خود نمودی

ره درد و غم ببستی چو شراب ناب دادی

ز دو چشم نیم مستت می ناب عاشقان را

ز لب و جوی جبینت شکر و گلاب دادی

همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت

به من فقیر و مسکین غم بی‌حساب دادی

همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت

همه را شراب دادی و مرا سراب دادی

ز لب شکرفروشت دل “فیض” خواست کامی

نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۲ایکه درد مرا دوا کردی
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۳دل آواره را در کوی خود آواره‌تر کردی
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۴در سینه ای عشق پنهان چه کردی
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۵نهال آرزو در سینه منشان گر خردمندی
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۶حبیبی انت ذو من وجودی
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۷دل چه بستم در تو رستم از خودی
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۸یا من هو اقرب بی من حبل وریدی
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۹یا حسن ما اجلاک فی عینی و فی بصری
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.