پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸۳

دل آواره را در کوی خود آواره‌تر کردی

من بیچاره را در عشق خود بیچاره‌تر کردی

دلم خوکارهٔ ذوق شراب حسن خوبان بود

ز چشم و لب شرابم دادی و خوکاره‌تر کردی

ز مردم چشم مستت خون دل می‌خورد مژگان‌ را

به زهر آلودی و آن مست را خونخواره‌تر کردی

دل مردم ربودن بی‌خبر هاروت نتواند

ازو این غمزه را در دلبری سحاره‌تر کردی

به غیر از عشق مه‌رویان نمی‌کردم دگر کاری

تو کردی کارها با من،  مرا این کاره‌تر کردی

به چشم دانشت نظاره بودم تاکنون اکنون

ز بینش سرمه‌ای بخشیدیم نظاره‌تر کردی

نگاهت هر زمان از فیض نوعی می‌رباید دل

مگر چشمانت را در دلبری عیاره‌تر کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۵نهال آرزو در سینه منشان گر خردمندی
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۶حبیبی انت ذو من وجودی
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۷دل چه بستم در تو رستم از خودی
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۸یا من هو اقرب بی من حبل وریدی
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۹یا حسن ما اجلاک فی عینی و فی بصری
  6. غزل شمارهٔ ۸۹۰چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری
  7. غزل شمارهٔ ۸۹۱ای آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودی دلبری
  8. غزل شمارهٔ ۸۹۲ای دلبر هر دلبری ای برتر از هر برتری
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.