پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸۴

در سینه ای عشق پنهان چه کردی

با دل چه کردی با جان چه کردی

آنرا شکستی این را بخستی

با این چه کردی با آن چه کردی

با ظاهر من با باطن من

پیدا چه کردی پنهان چه کردی

تقوی و توبه بر باد دادی

با عقل و دین و ایمان چه کردی

من بسته بودم با توبه عهدی

آن عهد من کو پیمان چه کردی

سامان و سر را در هم شکستی

بگداختی تن با جان چه کردی

در هستی من آتش فکندی

در نه کجا شد هان هان چه کردی

گر نوح دیدی دریای اشگم

از بهر قومش طوفان چه کردی

گر ذرهٔ از سوز درونم

مالک بدیدی نیران چه کردی

سر دادمی گر در محشر آئی

سوزیدی اعمال میزان چه کردی

درمان طلبرا دردی نباشد

گر درد بودی درمان چه کردی

از دوست زاهد گر بوی بردی

حوران چه کردی غلمان چه کردی

با آتش عشق در جنت فیض

گر راه دادی رضوان چه کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۶حبیبی انت ذو من وجودی
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۷دل چه بستم در تو رستم از خودی
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۸یا من هو اقرب بی من حبل وریدی
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۹یا حسن ما اجلاک فی عینی و فی بصری
  5. غزل شمارهٔ ۸۹۰چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری
  6. غزل شمارهٔ ۸۹۱ای آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودی دلبری
  7. غزل شمارهٔ ۸۹۲ای دلبر هر دلبری ای برتر از هر برتری
  8. غزل شمارهٔ ۸۹۳عشق تو دل هرکس بسته است بیک کاری
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.