پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸۶

حبیبی انت ذو من وجودی

فلا تبخل علینا بالرفودی

؟؟ ما را وعدهای وصل دادی

فئی یا مونسی تلک الوعودی

شب یلدای هجران کشت ما را

الا ایام وصل الحب عودی

نه صبر از خدمت تو میتوان کرد

و لا فی الخدمهٔ امکان الورودی

و فی قلبی جوی من حب حب

کنار اضرمت ذات الوقودی

گر آبی میزنی بر آتش ما

تلطف لا الی حد الحمودی

بهشت عدن خواهی عاشقی کن

فان العشق جنات الخلودی

عهود عشق را مگذار ای فیض

نه حق فرمود اوفوا بالعقودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۸یا من هو اقرب بی من حبل وریدی
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۹یا حسن ما اجلاک فی عینی و فی بصری
  3. غزل شمارهٔ ۸۹۰چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری
  4. غزل شمارهٔ ۸۹۱ای آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودی دلبری
  5. غزل شمارهٔ ۸۹۲ای دلبر هر دلبری ای برتر از هر برتری
  6. غزل شمارهٔ ۸۹۳عشق تو دل هرکس بسته است بیک کاری
  7. غزل شمارهٔ ۸۹۴در دل و جان من چه جا داری
  8. غزل شمارهٔ ۸۹۵از شهر وفا صبا چه داری
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.