پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۱

ای آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودی دلبری

چشمی ندیده مثل تو مه‌طلعتی سیمین‌بری

مه‌طلعتی سیمین‌بری شکّرلبی سنگین‌دلی

شکّرلبی سنگین‌دلی عیاره افسونگری

چشمت به خون مردمان تیری نهاده در کمان

تیری نهاده بر گمان پر فتنه و جادوگری

پر فتنهٔ جادوگری خونخوارهٔ خونبارهٔ

مست خرابی ظالمی ویران کنی غارتگری

بهر شکار خاص و عام بنموده دانه زیر دام

نامش نهاده خال و زلف از مشک تر با عنبری

آن نقطه‌های خال و خط گرد لب شیرین تو

موریست پنداری هجوم آورده گردشگری

هر نرگسی هر عبهری بیمار چشم مست تو

بیمار چشم مست تو هر نرگسی هر عبهری

هر شکّری هر گوهری محو لب و دندان تو

محو لب و دندان تو هر شکّری هر گوهری

تا کی توان این دست را دیدن از آن کردن جدا

یا رب به لطفت فیض را ده ز آن صراحی ساغری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹۳عشق تو دل هرکس بسته است بیک کاری
  2. غزل شمارهٔ ۸۹۴در دل و جان من چه جا داری
  3. غزل شمارهٔ ۸۹۵از شهر وفا صبا چه داری
  4. غزل شمارهٔ ۸۹۶ای معدن دلداری جز تو که کند یاری
  5. غزل شمارهٔ ۸۹۷حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری
  6. غزل شمارهٔ ۸۹۸رو بر در تو آریم رانی و گر نوازی
  7. غزل شمارهٔ ۸۹۹قصه عشق سرودیم بسی
  8. غزل شمارهٔ ۹۰۰پیدای توام ز من چه پرسی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.