پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۹

ایا نفسی علی الهجران نوحی

و بالاشواق و الا حزان یوحی

ندارم طاقت هجران جانان

تعالی نفس نوحی ثم نوحی

مرا جان دادن آسا‌ن‌تر ز هجران

معنی عن لی اذهب بروحی

وصالت جان دهد هجرت ستاند

تعالی یا سلیمی الا تروحی

حبیبی فی فوادی یا فوادی

و فی روحی فلا تذهب بروحی

دلم بگرفت از نادیدن دوست

فتاحی فی فتوح فی فتوحی

و نفسی با عدتنی عن حبیبی

الا یا نفس روحی ثم روحی

غم هجران جانان سوخت جانم

اساقی هات راحا احی روحی

خمار بادهٔ دوشین مرا کشت

صبوحا فی صبوح فی صبوحی

وصالش مقصد اقصای فیض است

ولو فی وصله اتلاف روحی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸۱گره از زلف خویش وا کردی
  2. غزل شمارهٔ ۸۸۲ایکه درد مرا دوا کردی
  3. غزل شمارهٔ ۸۸۳دل آواره را در کوی خود آواره‌تر کردی
  4. غزل شمارهٔ ۸۸۴در سینه ای عشق پنهان چه کردی
  5. غزل شمارهٔ ۸۸۵نهال آرزو در سینه منشان گر خردمندی
  6. غزل شمارهٔ ۸۸۶حبیبی انت ذو من وجودی
  7. غزل شمارهٔ ۸۸۷دل چه بستم در تو رستم از خودی
  8. غزل شمارهٔ ۸۸۸یا من هو اقرب بی من حبل وریدی
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.