پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی

فیض کاشانی

غزلیات

۹۶۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱ فیض نور خداست در دل ما
  2. غزل شمارهٔ ۲ عشق گسترده است خوانی بهر خاصان خدا
  3. غزل شمارهٔ ۳ هشدار که هر ذره حسابست در اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۴ هر دمم نیشی ز خویشی میرسد با آشنا
  5. غزل شمارهٔ ۵ علم رسمی از کجا عرفان کجا
  6. غزل شمارهٔ ۶ هشدار که دیوان حسابست در اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۷ میتوان برداشت دل از خویش و شد از جان جدا
  8. غزل شمارهٔ ۸ زخود سری بدرآرم چه خوش بود بخدا
  9. غزل شمارهٔ ۹ زمهر اولیاء الله شانی کرده ام پیدا
  10. غزل شمارهٔ ۱۰ از عمر بسی نماند ما را
  11. غزل شمارهٔ ۱۱ از دل که برد آرام حسن بتان خدا را
  12. غزل شمارهٔ ۱۲ وصف تو چه میکنم نگارا
  13. غزل شمارهٔ ۱۳ یارا یارا ترا چه یارا
  14. غزل شمارهٔ ۱۴ اگر فضل خدای ما به جنبش جا دهد ما را
  15. غزل شمارهٔ ۱۵ شود شود که شود چشم من مقام ترا
  16. غزل شمارهٔ ۱۶ درآ در عالم معنی نظر کن سوی این صحرا
  17. غزل شمارهٔ ۱۷ بهل ذکر چشمان خونریز را
  18. غزل شمارهٔ ۱۸ بده ساقی آن جام لبریز را
  19. غزل شمارهٔ ۱۹ از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مرا
  20. غزل شمارهٔ ۲۰ از جمال مصطفی روئی بیاد آمد مرا
  21. غزل شمارهٔ ۲۱ وصل با دلدار میباید مرا
  22. غزل شمارهٔ ۲۲ آن‌چه را از بهر من او خواست، آن آید مرا
  23. غزل شمارهٔ ۲۳ یک نفس بی یاد جانان برنمی‌آید مرا
  24. غزل شمارهٔ ۲۴ آفتاب وصل جانان بر‌نمی‌آید مرا
  25. غزل شمارهٔ ۲۵ ای که در این خاکدان جان و جهانی مرا
  26. غزل شمارهٔ ۲۶ ترا سزاست خدایی نه جسم را و نه جان را
  27. غزل شمارهٔ ۲۷ اگر خرند زعشاق جان سوخته را
  28. غزل شمارهٔ ۲۸ بنواز دل شکسته‌ای را
  29. غزل شمارهٔ ۲۹ تجلی چون کند دلبر کنم شکران تجلی را
  30. غزل شمارهٔ ۳۰ هر که آگه شد از فسانهٔ ما
  31. غزل شمارهٔ ۳۱ ای زتو خرّم دل آباد ما
  32. غزل شمارهٔ ۳۲ اشکهای گرم ما و آههای سرد ما
  33. غزل شمارهٔ ۳۳ بویی ز گلشنی است به‌دل خارخار ما
  34. غزل شمارهٔ ۳۴ دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما
  35. غزل شمارهٔ ۳۵ غم زخوی خویش داردخاطر غمناک ما
  36. غزل شمارهٔ ۳۶ بالاروی‌ام بس که زاندازه گذشته
  37. غزل شمارهٔ ۳۷ بررهگذر نفحهٔ یار است دل ما
  38. غزل شمارهٔ ۳۸ یا رب بریز شهد عبادت بکام ما
  39. غزل شمارهٔ ۳۹ یا رب تهی مکن زمی عشق جام ما
  40. غزل شمارهٔ ۴۰ آسمان را یکسر پرشور میدانیم ما
  41. غزل شمارهٔ ۴۱ جمال تست بروز آفتاب روزن ما
  42. غزل شمارهٔ ۴۲ ای دوای درد بیدرمان ما
  43. غزل شمارهٔ ۴۳ ای فدای عشق تو ایمان ما
  44. غزل شمارهٔ ۴۴ ای در هوای وصل تو گسترده جان‌ها بال‌ها
  45. غزل شمارهٔ ۴۵ هان رستخیز جان رسید شد در بدن زلزال‌ها
  46. غزل شمارهٔ ۴۶ لذات نماند و الم‌ها
  47. غزل شمارهٔ ۴۷ ای کوی تو برتر از مکان‌ها
  48. غزل شمارهٔ ۴۸ ای لال ز وصف تو زبان‌ها
  49. غزل شمارهٔ ۴۹ تو و آرام و پخته کاری‌ها
  50. غزل شمارهٔ ۵۰ پژمرده شد دل ز آلودگی‌ها
  51. غزل شمارهٔ ۵۱ نکردیم کاری درین بندگی‌ها
  52. غزل شمارهٔ ۵۲ این چه چشمست و چه ابرو و چه لب
  53. غزل شمارهٔ ۵۳ براوج خوبی دیدم مهی شب
  54. غزل شمارهٔ ۵۴ آنکه را هستی همیشه در طلب
  55. غزل شمارهٔ ۵۵ در وصل تو میزنند احباب
  56. غزل شمارهٔ ۵۶ در وصل تو میزنند احباب
  57. غزل شمارهٔ ۵۷ گفتمش دل بر آتش تو کباب
  58. غزل شمارهٔ ۵۸ ای که چون عمر میروی بشتاب
  59. غزل شمارهٔ ۵۹ زان دو چشمم مدام مست و خراب
  60. غزل شمارهٔ ۶۰ گرنکندی بسته ماند اینجا دلت

متن اشعار به نقل از گنجور.